ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
209
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
اقامت نمود . پس از آن پدرش او را عزل و سفيان بن مضاء را بجاى او نصب كرد . قبيله « هواره » در طرابلس بر او شوريد . لشكرى بجنگ شورشيان فرستاد و لشكر او شكست خورد و به شهر پناه برد . قبيله هواره لشكريان را دنبال كرد و آنها از شهر هم گريختند . ابراهيم بن اغلب بر آن اوضاع آگاه شد فرزند خود ابو العباس عبد الله را با سيزده هزار سپاهى به يارى او ( سفيان ) فرستاد . با شورشيان بربرى جنگ كرد بربريان مغلوب شده گريختند بسيارى از آنها را كشتند پس از پيروزى داخل شهر طرابلس شد ديوار و حصار شهر را ساخت . خبر فرار بربريان بعبد الوهاب بن عبد الرحمن بن رستم رسيد بربريان را جمع و تشجيع و ترغيب كرد و سوى طرابلس لشكر كشيد . قبايل نيرومند بربر شهر طرابلس را محاصره كردند ابو العباس عبد الله بن ابراهيم بن اغلب دروازه زناته را بست و از دروازه « هواره » جنگ را آغاز نمود . در حال نبرد و دفاع بود كه ناگاه خبر مرگ پدرش ابراهيم بن اغلب رسيد . او عبد الله مذكور را بجانشينى خود معين نمود برادرش زيادة الله سپاهيان را سوگند داد كه نسبت بامير جديد وفادار باشند نزد برادر خود ( عبد الله ) رسول با نامه فرستاد و خبر مرگ پدر و امارت او را داد بربريان در عرض راه رسول و نامه را گرفتند و نزد عبد الوهاب بن عبد الرحمن بن رستم بردند عبد الوهاب دستور داد منادى ندا دهد كه ابراهيم درگذشت عبد الله كه خبر مرگ پدر را شنيد ناگزير با عبد الوهاب صلح نمود به شرط اينكه شهر و دريا تحت اختيار او باشد و خارج شهر تحت حكومت عبد الوهاب پس از آن عبد الله بقيروان رفت . مردم باستقبال او شتاب كردند و او زمام امارت را در دست گرفت و روزگار او به سكون و آرامش مقرون گرديد .